غزل شمارهٔ 436
Poet: Jami
Toggle stanza 1کند گل چون رخت خود را تصور
کند گل چون رخت خود را تصور
ازان دارد ز گل غنچه دلی پر
من آزاده را کشت از غمت سرو
بریدش باغبان کالحر بالحر
تواضع می کنم پیش سگانت
نشاید از فرودستان تکبر
مکش آن زلف را هر جانب ای باد
که بس در پیچ و تاب است از تکسر
چو گویم جرعه جامت حق ماست
تو را تلخ آید آری حق بود مر
به دستم هر که بیند ساعد تو
به دندان گیرد انگشت تحیر
شد از گریه تن چون موی جامی
نهان در اشک همچون رشته در در
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
در این سرما و باران یار خوشتر
نگار اندر کنار و عشق در سر
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1047
الا تا ننگری در روی نیکو
که آن جسمست و جانش خوی نیکو
SaadiMawaʿizMasnaviyatشمارهٔ 39
جوان سخت رو در راه باید
که با پیران بیقوّت بپاید
SaadiMawaʿizMasnaviyatشمارهٔ 40
نصیحت از دشمن پذیرفتن خطاست ولیکن شنیدن رواست تا به خلاف آن کار کنی که آن عین صواب است.
حذر کن زآنچه دشمن گوید آن کن
SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 17
جوهر اگر در خلاب افتد، همچنان نفیس است و غبار اگر به فلک رسد، همان خسیس. استعداد بی تربیت دریغ است و، تربیت نامستعد ضایع. خاکستر نسبی عالی دارد که آتش جوهر علویست ولیکن چون به نفس خود هنری ندارد، با خاک برابر است و قیمت شَکَر نه از نی است ، که آن خود خاصیت وی است.
چو کنعان را طبیعت بی هنر بُود
SaadiGolestanباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 53
دلا منشین درین ویرانه چون چغد
سوی مرغان قدسی آشیان پر
JamiDivan-e AshʿarQitʿatشمارهٔ 23
قدت سرویست جانا سایه پرور
به صد دل در هوای او صنوبر
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 168
زهی نور تو از هر ذره ظاهر
کمال وحدت ذات تو قاهر
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 247
ز رشک قدت ای سرو سمنبر
به صد پاره دلی دارد صنوبر
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 433
به خونم گر کشی تیغ ای ستمگر
نخواهد شد تمنای تو از سر
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 434
Sources
Persian text source: Ganjoor

