غزل شمارهٔ 370
Poet: Jami
Toggle stanza 1گوهر نایابی و من بهر تو جان میکنم
گوهر نایابی و من بهر تو جان میکنم
کان تو جان است و چون جان میکنم کان میکنم
بر لب تو دست سودم دی نه دندان وین زمان
میکنم زان یاد و دست خود به دندان میکنم
در دل عشاق پیکان تو گم شد وین همه
سینه خود را به ناخن بهر پیکان میکنم
بیتو ویران به جهان گر زان که دستم میدهد
خشت مهر و ماه ازین فیروزه ایوان میکنم
میخورم بر دل خدنگت جان غمگین میدهم
شاخ دولت مینشانم بیخ حرمان میکنم
میکنم آماده کحل دیده و عطر کفن
از درت خاکی که شب پنهان ز دربان میکنم
گو اجل جیبم بدر پیوند عمر من بس است
رشته پیراهنت کز طرف دامان میکنم
اره بر سر بودهام عمری که اکنون گاهگاه
شانهسان تاری ازان زلف پریشان میکنم
میکنم یک یک ورق دیوان جامی را شمار
هرچه میبینم نه در وصفت ز دیوان میکنم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
منزل عشقت که من پوشیده در جان میکنم
رخ گواهی میدهد، هرچند پنهان میکنم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1333
بس که در شغل ندامت روز و شب جان میکنم
گر نگین پیدا کنم نقشش به دندان میکنم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2285
خاک را از آب روی خود گلستان میکنم
قطرهای تا در بساطم هست طوفان میکنم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5420
گر ز دلتنگی لبی چون غنچه خندان میکنم
ترک سر زین رهگذر بر خویش آسان میکنم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5421
چشم میپوشم نظر بر روی جانان میکنم
در وصال از دوربینی مشق هجران میکنم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5422
این دل پر درد را چندان که درمان میکنم
گوییا یک درد را بر خود دو چندان میکنم
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 576
Sources
Persian text source: Ganjoor

