غزل شمارهٔ 5421
Poet: Saib
Toggle stanza 1گر ز دلتنگی لبی چون غنچه خندان میکنم
گر ز دلتنگی لبی چون غنچه خندان میکنم
ترک سر زین رهگذر بر خویش آسان میکنم
سایلان از شرم احسان آب میگردند و من
میشوم آب از حیا با هرکه احسان میکنم
تا چو عیسی دست خود از چرکِ دنیا شُستهام
دست در یک کاسه با خورشید تابان میکنم
تنگ ظرفی دستگاه عیش را سازد وسیع
هست تا یک قطره می در شیشه طوفان میکنم
گرچه خون در پیکرم ز افسردگی پژمرده است
پنجه در سرپنجهٔ دریا چو مرجان میکنم
هرکه از سنگین دلی خون میکند در کاسهام
از دل خونگرم من لعل بدخشان میکنم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
منزل عشقت که من پوشیده در جان میکنم
رخ گواهی میدهد، هرچند پنهان میکنم
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1333
بس که در شغل ندامت روز و شب جان میکنم
گر نگین پیدا کنم نقشش به دندان میکنم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2285
گوهر نایابی و من بهر تو جان میکنم
کان تو جان است و چون جان میکنم کان میکنم
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 370
این دل پر درد را چندان که درمان میکنم
گوییا یک درد را بر خود دو چندان میکنم
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 576
خاک را از آب روی خود گلستان میکنم
قطرهای تا در بساطم هست طوفان میکنم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5420
چشم میپوشم نظر بر روی جانان میکنم
در وصال از دوربینی مشق هجران میکنم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5422
Sources
Persian text source: Ganjoor

