غزل شمارهٔ 1333

Toggle stanza 1
منزل عشقت که من پوشیده در جان می‌کنم
1

منزل عشقت که من پوشیده در جان می‌کنم

رخ گواهی می‌دهد، هرچند پنهان می‌کنم

2

جان که بند رفتن است و ماندنش از بهر آنست

کز کمانت هر زمان من وعده پیکان می‌کنم

3

توشه جانم گران گشت از برای آن جهان

بس که غم‌هایت ذخیره از پی آن می‌کنم

4

گفتیم: «خاک درم بهر چه می‌داری به چشم؟»

گریه چشمم را جراحت کرد، درمان می‌کنم!

5

دیده ببرید این زمان از دیدن غم‌های تو

هرکجا شینم، دل خلقی پریشان می‌کنم

6

غمزه می‌زد، گفتمش «چون عاشقان جان می‌کنند

چیست آن، گفتا: «برایشان مردن آسان می‌کنم

7

ای که دل‌ها می‌ستد از خلق، گفتم: «این چراست؟»

گفت: «در بازار غم نرخ دل ارزان می‌کنم»

8

جان و دل دادم خیالش را، کجا ماند به جا

خسروا، چون دزد بر کالا نگهبان می‌کنم؟

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor