Toggle stanza 1
روز مردن کز وصال دوستان دل برکنم
1

روز مردن کز وصال دوستان دل برکنم

از همه آسان ولیکن از تو مشکل برکنم

2

در مقابل چون زنی خرگه چو مه حاشا که من

خیمه بر عزم جدایی از مقابل برکنم

3

کی سزد در راه رخشت سجده محرابیان

کاش بتوانم که شکل نعلش از گل برکنم

4

گر به گوشم کم رسد از هودجت بانگ درای

زنگ مهر و ماه ازین فیروزه محمل برکنم

5

در نیاید سر به هر طوقی سگ کوی تو را

دست گو کز گردن گردون حمایل بر کنم

6

با توغیری را چه حد محفل افروزی بود

خواهم از غیرت که سر از شمع محفل برکنم

7

گفتیم جامی ز من خود را خلاصی ده به صبر

درچه بندم دل کزین شکل و شمایل برکنم

Sources

Persian text source: Ganjoor