Toggle stanza 1
چو نیست بخت که شب روی روشنت نگرم
1

چو نیست بخت که شب روی روشنت نگرم

فروغ شمع فتاده به روزنت نگرم

2

پس از وفات به خاکم خرام بهر خدای

که گرد خویش نشسته به دامنت نگرم

3

پر از دعاست چو طومار دست من عمریست

درین هوس که حمایل به گردنت نگرم

4

چو گل نقاب گشایی چو دیگران بینند

چو غنچه روی ببندی اگر منت نگرم

5

چو خوشه پر شودم هر مژه ز دانه اشک

چو بر کنار مه از مشک خرمنت نگرم

6

شود لباس بقا تنگ بر من از غیرت

چو کرده بند قبا چست بر تنت نگرم

7

شوی به فن غزل شهره جهان جامی

چنین که مست غزالان پرفنت نگرم

Sources

Persian text source: Ganjoor