غزل شمارهٔ 70
Toggle stanza 1ساقی بیا که دور فلک شد به کام ما
ساقی بیا که دور فلک شد به کام ما
خورشید را فروغ ده از عکس جام ما
گلگون می درآر به میدان کنون که هست
رخش سپهر و توسن ایام رام ما
آن ترک را به یک دو قدح مست کن چنان
کز گردش زمانه کشد انتقام ما
آورد آب رفته به جو باغ حسن را
سرو بلند قامت طوبی خرام ما
طاووس وار طوطی جان جلوه می کند
از فر این همای که آمد به دام ما
گاهی می شبانه و گه باده صبوح
بنگر وظیفه سحر و ورد شام ما
جامی به وصف آن لب شیرین شکر شکست
خامش مباد طوطی شیرین کلام ما
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
مپسند جزبه رهن تغافل پیام ما
لعل ترا نگین نگرفتهست نام ما
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 216
ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما
مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 11
هرگز تهی ز خون جگر نیست جام ما
داغ است آفتاب ز ماه تمام ما
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 773
صبح گدا و شام ز خورشید روشن است
گر قادری ببخش چراغی به شام ما
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 26
جز دفع غم ز باده نبودهست کام ما
گویی چراغ روز سیاه است جام ما
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 31
مستی ربوده از کف هستی زمام ما
مطرب نمی دهد خبری از مقام ما
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 31
Sources
Persian text source: Ganjoor

