غزل شمارهٔ 31
Toggle stanza 1جز دفع غم ز باده نبودهست کام ما
جز دفع غم ز باده نبودهست کام ما
گویی چراغ روز سیاه است جام ما
در خلوتش گذر نبود باد را مگر
صرصر به خاک راه رساند پیام ما
ای باد صبح! عطری از آن پیرهن بیار
تسکین ز بوی گل نپذیرد مشام ما
هر بار دانه بهر هما افگنیم و مور
آید به دام و دانه رباید ز دام ما
گفتی چو حال دل شنود مهربان شود
مشکل که پیش دوست توان برد نام ما
از ما به ما پیام و هم از ما به ما سلام
رنج دلی مباد پیام و سلام ما
مقصود ما ز دهر هر آیینه نیستیست
یا رب که هیچ دوست مبادا به کام ما
غالب به قول حضرت حافظ ز فیض عشق
«ثبت است بر جریدهٔ عالم دوام ما»
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
مپسند جزبه رهن تغافل پیام ما
لعل ترا نگین نگرفتهست نام ما
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 216
ساقی بیا که دور فلک شد به کام ما
خورشید را فروغ ده از عکس جام ما
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 70
ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما
مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 11
هرگز تهی ز خون جگر نیست جام ما
داغ است آفتاب ز ماه تمام ما
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 773
صبح گدا و شام ز خورشید روشن است
گر قادری ببخش چراغی به شام ما
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 26
مستی ربوده از کف هستی زمام ما
مطرب نمی دهد خبری از مقام ما
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 31
Sources
Persian text source: Ganjoor

