غزل شمارهٔ 26
Toggle stanza 1صبح گدا و شام ز خورشید روشن است
صبح گدا و شام ز خورشید روشن است
گر قادری ببخش چراغی به شام ما
ما را به کام خویش بدید و دلش بسوخت
دشمن که هیچ گاه مبادا به کام ما
در خلوتی که دختر رز نیست، عیش نیست
داغ است شیخ شهر ز عیش مدام ما
در روزگار نیست رسولی که بی حسد
در گوش چون تویی برساند پیام ما
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
مپسند جزبه رهن تغافل پیام ما
لعل ترا نگین نگرفتهست نام ما
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 216
ساقی بیا که دور فلک شد به کام ما
خورشید را فروغ ده از عکس جام ما
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 70
ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما
مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 11
هرگز تهی ز خون جگر نیست جام ما
داغ است آفتاب ز ماه تمام ما
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 773
جز دفع غم ز باده نبودهست کام ما
گویی چراغ روز سیاه است جام ما
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 31
مستی ربوده از کف هستی زمام ما
مطرب نمی دهد خبری از مقام ما
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 31
Sources
Persian text source: Ganjoor

