غزل شمارهٔ 773
Toggle stanza 1هرگز تهی ز خون جگر نیست جام ما
11
هرگز تهی ز خون جگر نیست جام ما
داغ است آفتاب ز ماه تمام ما
22
آسوده از خمار و ز خوابیم بی خبر
مستی چشم یار ندارد دوام ما
33
ما را نظر به می نبود، چون دهان شیر
از خون دشمن است می لعل فام ما
44
با نیستی ز جلوه فردوس فارغیم
دار فناست روضه دارالسلام ما
55
چون می اگر چه تلخ جبین اوفتاده ایم
سرچشمه نشاط جهان است جام ما
66
ما را کمند جذبه ز مجنون رساترست
لیلی یکی بود ز غزالان رام ما
77
بس آه گرم کز دل دوزخ برآورد
تا پخته گردد این ثمر نیم خام ما
88
عقلی که سرنوشت جهان است ابجدش
مشکل که سربرآورد از خط جام ما
99
گردیده است همچو قدمگاه خضر، سبز
روی زمین ز سرو پریشان خرام ما
1010
از بیدلی کنند غزالان ز ما حذر
ورنه دعای جوشن صیدست دام ما
1111
مانند چوب بید، شود در نبات گم
چوب قفس ز طوطی شیرین کلام ما
1212
خامی و پختگی و دگر سوختن بود
ما سوختیم و پخته نگردید خام ما
1313
این کارخانه را دل ما می برد به راه
دارد فلک اگر چه به ظاهر زمام ما
1414
چون آفتاب از نفس گرم عمرهاست
صائب دویده است در آفاق نام ما
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
مپسند جزبه رهن تغافل پیام ما
لعل ترا نگین نگرفتهست نام ما
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 216
ساقی بیا که دور فلک شد به کام ما
خورشید را فروغ ده از عکس جام ما
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 70
ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما
مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 11
صبح گدا و شام ز خورشید روشن است
گر قادری ببخش چراغی به شام ما
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 26
جز دفع غم ز باده نبودهست کام ما
گویی چراغ روز سیاه است جام ما
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 31
مستی ربوده از کف هستی زمام ما
مطرب نمی دهد خبری از مقام ما
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 31

