غزل شمارهٔ 71
Poet: Jami
Toggle stanza 1کاش ویران شود از سیل فنا خانه ما
کاش ویران شود از سیل فنا خانه ما
تا کشد گنج جفا رخت به ویرانه ما
چرخ فیروزه که بینی ز شفق گلگونش
درد آلوده سفالی ست ز خمخانه ما
ما و پیمان می ای زاهد پیمانه شکن
دور باد آفت سنگ تو ز پیمانه ما
طرفه حالی که به یک حرف زبان نگشادیم
قاف تا قاف جهان پر شد از افسانه ما
شیوه زهد به رندان چه فروشیم که نیست
نرخ یک جرعه می سبحه صد دانه ما
سایه رحمتی ای شمع چگل کافتاده ست
بال و پر سوخته در پای تو پروانه ما
جامی این نافه گشایی ز که آموخته ای
که معطر شد از انفاس تو کاشانه ما
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آب حیوان زند آب در میخانه ما
می گزد خضر لب از حسرت پیمانه ما
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 565
سیل را گنج شمارد دل ویرانه ما
برق را تنگ در آغوش کشد دانه ما
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 566
لرزه دارد خطر از هیبت ویرانه ما
سیل را پای به سنگ آمده در خانه ما
Ghalib DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 39
Sources
Persian text source: Ganjoor

