غزل شمارهٔ 847
Poet: Attar
Toggle stanza 1ترسا بچهای دیشب در غایت ترسایی
ترسا بچهای دیشب در غایت ترسایی
دیدم به در دیری چون بت که بیارایی
زنار کمر کرده وز دیر برون جسته
طرف کله اشکسته از شوخی و رعنایی
چون چشم و لبش دیدم صد گونه بگردیدم
ترسا بچه چون دیدم بی توش و توانایی
آمد بر من سرمست زنار و می اندر دست
اندر بر من بنشست گفتا اگر از مایی
امشب بر ما باشی تاج سر ما باشی
ما از تو بیاساییم وز ما تو بیاسایی
از جان کنمت خدمت بی منت و بی علت
دارم ز تو صد منت کامشب بر ما آیی
رفتم به در دیرش خوردم ز می عشقش
در حال دلم دریافت راهی ز هویدایی
عطار ز عشق او سرگشته و حیران شد
در دیر مقیمی شد دین داد به ترسایی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
تا داشت به جان طاقت، بودم به شکیبایی
چون کار به جان آمد، زین پس من و رسوایی
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1889
هر لحظه جمال خود نوع دگر آرایی
شور دگر انگیزی شوق دگر افزایی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 974
اِی پادِشَهِ خوبان، داد از غَمِ تَنْهایی
دِل، بیتو، به جان آمَد؛ وَقْت است که بازآیی
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 493
با هر کی تو درسازی میدانک نیاسایی
زیر و زبرت دارم زیرا که تو از مایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2579
ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی
در روزن جان تابی چون ماه ز بالایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2613
ما مینرویم ای جان زین خانه دگر جایی
یا رب چه خوش است این جا هر لحظه تماشایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2614
هم پهلوی خم سر نه، ای خواجهٔ هرجایی
پرهیز ز هشیاران وز مردم غوغایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2615
من نیت آن کردم تا باشم سودایی
نیت ز کجا گنجد اندر دل شیدایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2616
عیسی چو توی جانا ای دولت ترسایی
لاهوت ازل را از ناسوت تو بنمایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2617
جانا نظری فرما چون جان نظرهایی
چون گویم دل بردی چون عین دل مایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2618
Sources
Persian text source: Ganjoor

