غزل شمارهٔ 1889
Poet: Amir Khusrau Dehlavi
Toggle stanza 1تا داشت به جان طاقت، بودم به شکیبایی
تا داشت به جان طاقت، بودم به شکیبایی
چون کار به جان آمد، زین پس من و رسوایی
سرپنجه صبرم را پیچیده برون شد دل
ای صبر، همین بودت بازوی توانایی
در زاویه محنت دور از تو چو مهجوران
تنها منم و آهی، آه از غم تنهایی
شبها منم و اشکی، وز خون همه بالین تر
عشق این هنرم فرمود، ار عیب نفرمایی
گفتی که شکیبا شو تا نوبت وصل آید
تو پیش نظر، وانگه امکان شکیبایی!
صد رنج همی بینم، ای راحت جان، از تو
از دیده توان دیدن چیزی که تو بنمایی
گر راز برون دادم، دانی که ز بی خویشی
دیوانه بود عاشق، خاصه من سودایی
بس در که همی ریزد از چشم تر خسرو
کز دست برون رفتنش سر رشته دانایی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هر لحظه جمال خود نوع دگر آرایی
شور دگر انگیزی شوق دگر افزایی
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 974
اِی پادِشَهِ خوبان، داد از غَمِ تَنْهایی
دِل، بیتو، به جان آمَد؛ وَقْت است که بازآیی
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 493
با هر کی تو درسازی میدانک نیاسایی
زیر و زبرت دارم زیرا که تو از مایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2579
ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی
در روزن جان تابی چون ماه ز بالایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2613
ما مینرویم ای جان زین خانه دگر جایی
یا رب چه خوش است این جا هر لحظه تماشایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2614
هم پهلوی خم سر نه، ای خواجهٔ هرجایی
پرهیز ز هشیاران وز مردم غوغایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2615
من نیت آن کردم تا باشم سودایی
نیت ز کجا گنجد اندر دل شیدایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2616
عیسی چو توی جانا ای دولت ترسایی
لاهوت ازل را از ناسوت تو بنمایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2617
جانا نظری فرما چون جان نظرهایی
چون گویم دل بردی چون عین دل مایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2618
ای خواجه، تو چه مرغی؟ نامت چه؟ چرا شایی؟
نی پرّی و نی چرّی ای مرغک حلوایی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2622
Sources
Persian text source: Ganjoor

