غزل شمارهٔ 1889

Toggle stanza 1
تا داشت به جان طاقت، بودم به شکیبایی
1

تا داشت به جان طاقت، بودم به شکیبایی

چون کار به جان آمد، زین پس من و رسوایی

2

سرپنجه صبرم را پیچیده برون شد دل

ای صبر، همین بودت بازوی توانایی

3

در زاویه محنت دور از تو چو مهجوران

تنها منم و آهی، آه از غم تنهایی

4

شبها منم و اشکی، وز خون همه بالین تر

عشق این هنرم فرمود، ار عیب نفرمایی

5

گفتی که شکیبا شو تا نوبت وصل آید

تو پیش نظر، وانگه امکان شکیبایی!

6

صد رنج همی بینم، ای راحت جان، از تو

از دیده توان دیدن چیزی که تو بنمایی

7

گر راز برون دادم، دانی که ز بی خویشی

دیوانه بود عاشق، خاصه من سودایی

8

بس در که همی ریزد از چشم تر خسرو

کز دست برون رفتنش سر رشته دانایی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

هر لحظه جمال خود نوع دگر آرایی

شور دگر انگیزی شوق دگر افزایی

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 974

اِی پادِشَهِ خوبان، داد از غَمِ تَنْهایی

دِل، بی‌‌تو، به جان آمَد؛ وَقْت است که بازآیی

HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 493

با هر کی تو درسازی می‌دانک نیاسایی

زیر و زبرت دارم زیرا که تو از مایی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2579

ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی

در روزن جان تابی چون ماه ز بالایی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2613

ما می‌نرویم ای جان زین خانه دگر جایی

یا رب چه خوش است این جا هر لحظه تماشایی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2614

هم پهلوی خم سر نه، ‌ای خواجهٔ هرجایی

پرهیز ز هشیاران وز مردم غوغایی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2615

من نیت آن کردم تا باشم سودایی

نیت ز کجا گنجد اندر دل شیدایی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2616

عیسی چو توی جانا ای دولت ترسایی

لاهوت ازل را از ناسوت تو بنمایی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2617

جانا نظری فرما چون جان نظرهایی

چون گویم دل بردی چون عین دل مایی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2618

ای خواجه، تو چه مرغی؟ نامت چه؟ چرا شایی؟

نی پرّی و نی چرّی ای مرغک حلوایی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2622

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 1889 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood