غزل شمارهٔ 796

Toggle stanza 1
ای جان جان جانم تو جان جان جانی
1
ای جان جان جانم تو جان جان جانی
بیرون ز جان جان چیست آنی و بیش از آنی
2
پی می‌برد به چیزی جانم ولی نه چیزی
تو آنی و نه آنی یا جانی و نه جانی
3
بس کز همه جهانت جستم به قدر طاقت
اکنون نگاه کردم تو خود همه جهانی
4
گنج نهانی اما چندین طلسم داری
هرگز کسی ندانست گنجی بدین نهانی
5
نی نی که عقل و جانم حیران شدند و واله
تا چون نهفته ماند چیزی بدین عیانی
6
چیزی که از رگ من خون می‌چکید کردم
فانی شدم کنون من باقی دگر تو دانی
7
کردم محاسن خود دستار خوان راهت
تا بو که از ره خود گردی برو فشانی
8
در چار میخ دنیا مضطر بمانده‌ام من
گر وارهانی از خود دانم که می‌توانی
9
عطار بی نشان شد از خویشتن بکلی
بویی فرست او را از کنه بی نشانی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

ای رفته در غریبی، باز آکه عمر و جانی

یا خود چو عمر رفته باز آمدن ندانی؟

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1869

ما را در آرزویت بگذشت زندگانی

باقیست تا دو سه دم، دریاب گر توانی

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1900

افتاده‌ام به راهت چون اشک بی‌روانی

مکتوب انتظارم شاید مرا بخوانی

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2760

عمریست همچو مژگان از درد ناتوانی

دامن فشاندن من دارد جگر فشانی

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2773

بهر خدنگ آه از بیداد دلستانی

باشد به پهلوی دل هر استخوان کمانی

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 464

خوش آنکه وارهاند ما را ز ما زمانی

روشن ضمیر پیری یا خوبرو جوانی

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 963

ای گوهر خدایی آیینه معانی

هر دم ز تاب رویت بر عرش ارمغانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2941

اندر شکست جان شد پیدا لطیف جانی

چون این جهان فروشد وا شد دگر جهانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2957

ای آنک جمله عالم از توست یک نشانی

زخمت بر این نشانه آمد کنون تو دانی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2959

رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی

جویای هر چه هستی می‌دانک عین آنی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2960

Audio

Choose a reciter

0:000:00

Sources

Persian text source: Ganjoor

Audio source: Ganjoor