The Tavern of the West

بخش 20 - خرابات فرنگ

Toggle stanza 1
دوش رفتم به تماشای خرابات فرنگ
1

دوش رفتم به تماشای خرابات فرنگ

شوخ گفتاری رندی دلم از دست ربود

Last night, while I was in the tavern of the West, I was delighted by a witty thing a drinker said.

2

گفت این نیست کلیسا که بیابی در وی

صحبت دخترک زهره وش و نای و سرود

‘This place is not a church’, said he, ‘that you should find here pretty girls and organ music and sweet songs.

3

این خرابات فرنگ است و ز تأثیر میش

آنچه مذموم شمارند ، نماید محمود

This is the tavern of the West, where wine has the effect of making things that are considered bad seem good,

4

نیک و بد را به ترازوی دگر سنجیدیم

چشمه ئی داشت ترازوی نصاری و یهود

We have weighed good and evil on another kind of scales. The scales of the Jews and the Christians were askew.

5

خوب ، زشت است اگر پنجهٔ گیرات شکست

زشت ، خوب است اگر تاب و توان تو فزود

What is good in you will be bad, if you should break your fist. What is bad in you will be good, if you increase your might.

6

تو اگر در نگری جز به ریا نیست حیات

هر که اندر گرو صدق و صفا بود نبود

If you look carefully, you will find life is all hypocrisy. Whoever follows the path of truth and sincerity just ceases to exist.

7

دعوی صدق و صفا پردهٔ ناموس ریاست

پیر ما گفت مس از سیم بباید اندود

Claims of truth and sincerity are only covers for hypocrisy. Our master says that brass must have on it a silver plate.

8

فاش گفتم بتو اسرار نهانخانهٔ زیست

به کسی باز مگو تا که بیابی مقصود

I have revealed to you the secret of success in life. Let no one know of it, if you care for success.

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

هر که از میکده عشق تو بویی شنود

تا زید مست زید چون برود مست رود

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 158

خنده ای زد دهنت رسته دندان بنمود

وز رگ جان گره غصه به دندان بگشود

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 269

واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود

فرقیی مشکل چون عاشق و معشوق نبود

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 790

بخت در اول فطرت چو نباشد مسعود

مقبل آن نیست که در حال بمیرد مولود

SaadiMawaʿizMufradatشمارهٔ 36

خواهی از دشمن نادان که گزندت نرسد

رفق پیش آر و مدارا و تواضع کن و جود

SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 107

مرغ جایی که علف بیند و چیند گردد

مرد صاحبنظر آنجا که وفا بیند و جود

SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 109

شرف نفس به جود است و کرامت به سجود

هر که این هر دو ندارد عدمش به که وجود

SaadiMawaʿizGhazaliyatغزل شمارهٔ 26

احمدالله تعالی که به ارغام حسود

خیل بازآمد و خیرش به نواصی معقود

SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 21 - در ستایش شمس‌الدین حسین علکانی

به خرابات شدم دوش مرا بار نبود

می‌زدم نعره و فریاد ز من کس نشنود

IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 104

Sources

Persian text source: Ganjoor