غزل شمارهٔ 269
Poet: Jami
Toggle stanza 1خنده ای زد دهنت رسته دندان بنمود
خنده ای زد دهنت رسته دندان بنمود
وز رگ جان گره غصه به دندان بگشود
هست گویی ز لطافت ذقنت وز خوبان
کس درین عرصه چو تو گوی لطافت نربود
جیب جانم که شد از دست غمت چاک بدوز
تاری اندر شکن زلف تو انگار نبود
همه کس کشته خود می درود بخت نگر
که دلم مهر و وفا کشت و غم و درد درود
هستم از مردمک دیده خود غرقه به خون
که چرا دوش در آغوش خیال تو غنود
رود نیلی ست روان سوی تو ای مصر جمال
چشم گریان که شد از سنگ جفای تو کبود
بس که جامی پی پابوس تو هر سوی دوید
پای او سود ولبی بر کف پای تو نسود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود
فرقیی مشکل چون عاشق و معشوق نبود
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 790
بخت در اول فطرت چو نباشد مسعود
مقبل آن نیست که در حال بمیرد مولود
SaadiMawaʿizMufradatشمارهٔ 36
خواهی از دشمن نادان که گزندت نرسد
رفق پیش آر و مدارا و تواضع کن و جود
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 107
مرغ جایی که علف بیند و چیند گردد
مرد صاحبنظر آنجا که وفا بیند و جود
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 109
شرف نفس به جود است و کرامت به سجود
هر که این هر دو ندارد عدمش به که وجود
SaadiMawaʿizGhazaliyatغزل شمارهٔ 26
احمدالله تعالی که به ارغام حسود
خیل بازآمد و خیرش به نواصی معقود
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 21 - در ستایش شمسالدین حسین علکانی
به خرابات شدم دوش مرا بار نبود
میزدم نعره و فریاد ز من کس نشنود
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 104
دوش رفتم به تماشای خرابات فرنگ
شوخ گفتاری رندی دلم از دست ربود
Allama IqbalPayam-e Mashriqنقشِ فرنگبخش 20 - خرابات فرنگ
هر که از میکده عشق تو بویی شنود
تا زید مست زید چون برود مست رود
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 158
Sources
Persian text source: Ganjoor

