غزل شمارهٔ 270
Poet: Jami
Toggle stanza 1حلقه گوش تو را هر که بدین لطف بدید
حلقه گوش تو را هر که بدین لطف بدید
حلقه بندگی عشق تو در گوش کشید
حلقه گوش تو را تا شده ام حلقه به گوش
حلقه سان کار مرا پا و سری نیست پدید
گوشت ای سیمبر از حلقه زر گشت گران
جای آن دارد اگر ناله ما را نشنید
ماند در حلقه گوش تو گرفتار دلم
گرچه بسیار ازان راه برون شد طلبید
زر شد از حلقه گوش تو مرا چهره ولی
نتوان گوهر وصل تو بدین وجه خرید
هر کجا حلقه زدند اهل ملاحت چو دلم
حلقه گوش تو را دید ازان حلقه رمید
گوش کن گوش که از بار غم فرقت تو
حلقه شد قامت جامی و به گوشت نرسید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید
چون صفیری و ندایی ز سوی غیب شنید
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 791
هفتهای میرود از عمر و به ده روز کشید
کز گلستان صفا بوی وفایی ندمید
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 273
یارب این نامهسِیَهکردهی بیفایدهعُمْر
همچُنان، از کَرَمَت بَر نگرفتهست امید
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 119
داستان پسر هند مگر نشنیدی
که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید
SanaiDivan-e AshʿarQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 86
ملک هند به خلیفه بغداد تحفه ها فرستاد همراه طبیبی فیلسوف به مهارت در طب و حکمت موصوف، پیش خلیفه به پای خاست که سه چیز آورده ام که جز ملوک را نباید و جز سلاطین را نشاید.
فرمود که آن کدام است؟ گفت: اول خضابی که موی سفید را سیاه گرداند به وجهی که هرگز متغیر نشود و سفید نگردددویم معجونی که هر چند طعام خورد معده گران نگردد و مزاج از اعتدال نیفتد سیوم ترکیبی که پشت را قوی گرداند و رغبت مباشرت آرد و از تکرار آن نه ضعف بصر خیزد و نه نقصان قوت.
JamiBaharistanروضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)بخش 6
باز صبح طرب از مطلع امید دمید
نفحات ظفر از گلشن اقبال وزید
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 272
Sources
Persian text source: Ganjoor

