غزل شمارهٔ 270

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
حلقه گوش تو را هر که بدین لطف بدید
1

حلقه گوش تو را هر که بدین لطف بدید

حلقه بندگی عشق تو در گوش کشید

2

حلقه گوش تو را تا شده ام حلقه به گوش

حلقه سان کار مرا پا و سری نیست پدید

3

گوشت ای سیمبر از حلقه زر گشت گران

جای آن دارد اگر ناله ما را نشنید

4

ماند در حلقه گوش تو گرفتار دلم

گرچه بسیار ازان راه برون شد طلبید

5

زر شد از حلقه گوش تو مرا چهره ولی

نتوان گوهر وصل تو بدین وجه خرید

6

هر کجا حلقه زدند اهل ملاحت چو دلم

حلقه گوش تو را دید ازان حلقه رمید

7

گوش کن گوش که از بار غم فرقت تو

حلقه شد قامت جامی و به گوشت نرسید

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید

چون صفیری و ندایی ز سوی غیب شنید

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 791

هفته‌ای می‌رود از عمر و به ده روز کشید

کز گلستان صفا بوی وفایی ندمید

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 273

یارب این نامه‌سِیَه‌کرده‌ی بی‌فایده‌عُمْر

هم‌چُنان، از کَرَمَت بَر نگرفته‌ست امید

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 119

داستان پسر هند مگر نشنیدی

که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 86

ملک هند به خلیفه بغداد تحفه ها فرستاد همراه طبیبی فیلسوف به مهارت در طب و حکمت موصوف، پیش خلیفه به پای خاست که سه چیز آورده ام که جز ملوک را نباید و جز سلاطین را نشاید.

فرمود که آن کدام است؟ گفت: اول خضابی که موی سفید را سیاه گرداند به وجهی که هرگز متغیر نشود و سفید نگردددویم معجونی که هر چند طعام خورد معده گران نگردد و مزاج از اعتدال نیفتد سیوم ترکیبی که پشت را قوی گرداند و رغبت مباشرت آرد و از تکرار آن نه ضعف بصر خیزد و نه نقصان قوت.

جامیبهارستانروضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)بخش 6

باز صبح طرب از مطلع امید دمید

نفحات ظفر از گلشن اقبال وزید

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 272

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور