غزل شمارهٔ 791

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید
1
این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید
چون صفیری و ندایی ز سوی غیب شنید

This fledgling pigeon essayed the air and flew off when he heard a whistle and a call from the unseen.

2
آن مراد همه عالم چه فرستاد رسول
که بیا جانب ما چون نپرد جان مرید

When that Desire of all the world sent a messenger saying, “Come to Me,” how should not the disciple’s soul take flight?

3
بپرد جانب بالا چو چنان بال بیافت
بدرد جامه تن را چو چنان نامه رسید

How should it not fly upwards on discovering such pinions, how should it not rend the body’s robe on the arrival of such a missive?

4
چه کمندست که پر می‌کشد این جان‌ها را
چه ره است آن ره پنهان که از آن راه کشید

What a moon it is that draws all these souls! What a way is that secret way by which it drew!

5
رحمتش نامه فرستاد که این جا بازآ
که در آن تنگ قفس جان تو بسیار طپید

Divine compassion sent a letter saying, “Come back hither, for in this narrow cage your soul has fluttered much.

6
لیک در خانه بی‌در تو چو مرغی بی‌پر
این کند مرغ هوا چونک به چستی افتید

But in the house without doors you are like a bird without wings; so the fowl of the air does when it has fallen low.

7
بی قراریش گشاید در رحمت آخر
بر در و سقف همی‌کوب پر اینست کلید

Restlessness opens to it the door of compassion at last; beat your wings against door and roof—this is the key.

8
تا نخوانیم ندانی تو ره واگشتن
که ره از دعوت ما گردد بر عقل بدید

Until you call on Me, you do not know the way of returning; for by Our calling the way becomes manifest to the reason.”

9
هر چه بالا رود ار کهنه بود نو گردد
هر نوی کاید این جا شود از دهر قدید

Whatever mounts up, if it be old it becomes new; whatever new descends here, through time it becomes threadbare.

10
هین خرامان رو در غیب سوی پس منگر
فی امان الله کان جا همه سودست و مزید

Ho, strut proudly into the unseen, do not look back, in God’s protection, for there all is profit and increase.

11
هله خاموش برو جانب ساقی وجود
که می پاک ویت داد در این جام پلید

Ha, silent one, depart to the Saki of Being, who gave you His pure wine in this sullied cup.

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ملک هند به خلیفه بغداد تحفه ها فرستاد همراه طبیبی فیلسوف به مهارت در طب و حکمت موصوف، پیش خلیفه به پای خاست که سه چیز آورده ام که جز ملوک را نباید و جز سلاطین را نشاید.

فرمود که آن کدام است؟ گفت: اول خضابی که موی سفید را سیاه گرداند به وجهی که هرگز متغیر نشود و سفید نگردددویم معجونی که هر چند طعام خورد معده گران نگردد و مزاج از اعتدال نیفتد سیوم ترکیبی که پشت را قوی گرداند و رغبت مباشرت آرد و از تکرار آن نه ضعف بصر خیزد و نه نقصان قوت.

جامیبهارستانروضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)بخش 6

حلقه گوش تو را هر که بدین لطف بدید

حلقه بندگی عشق تو در گوش کشید

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 270

باز صبح طرب از مطلع امید دمید

نفحات ظفر از گلشن اقبال وزید

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 272

هفته‌ای می‌رود از عمر و به ده روز کشید

کز گلستان صفا بوی وفایی ندمید

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 273

یارب این نامه‌سِیَه‌کرده‌ی بی‌فایده‌عُمْر

هم‌چُنان، از کَرَمَت بَر نگرفته‌ست امید

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 119

داستان پسر هند مگر نشنیدی

که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 86

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور