غزل شمارهٔ 272

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
باز صبح طرب از مطلع امید دمید
1

باز صبح طرب از مطلع امید دمید

نفحات ظفر از گلشن اقبال وزید

2

نامه بسته سرآمد ز مراد دل من

حاصل نامه مرادی که دلم می طلبید

3

فتح ناکرده چو نافه سر آن نامه هنوز

به مشام دل و جان رایحه فتح رسید

4

هر که را بود پر از گوهر اخلاص درون

چون صدف شد همه تن گوش چو آن مژده شنید

5

لله الحمد که آن نقش که خاطر می خواست

آمد آخر ز پس پرده تقدیر پدید

6

خار هر کید که بدخواه به راه تو نهاد

خنجری گشت که جز در جگر او نخلید

7

دمبدم جامی از اخلاص کند همره باد

سوی تو فاتحه فاتح ابوباب مزید

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید

چون صفیری و ندایی ز سوی غیب شنید

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 791

هفته‌ای می‌رود از عمر و به ده روز کشید

کز گلستان صفا بوی وفایی ندمید

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 273

یارب این نامه‌سِیَه‌کرده‌ی بی‌فایده‌عُمْر

هم‌چُنان، از کَرَمَت بَر نگرفته‌ست امید

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 119

داستان پسر هند مگر نشنیدی

که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید

سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 86

ملک هند به خلیفه بغداد تحفه ها فرستاد همراه طبیبی فیلسوف به مهارت در طب و حکمت موصوف، پیش خلیفه به پای خاست که سه چیز آورده ام که جز ملوک را نباید و جز سلاطین را نشاید.

فرمود که آن کدام است؟ گفت: اول خضابی که موی سفید را سیاه گرداند به وجهی که هرگز متغیر نشود و سفید نگردددویم معجونی که هر چند طعام خورد معده گران نگردد و مزاج از اعتدال نیفتد سیوم ترکیبی که پشت را قوی گرداند و رغبت مباشرت آرد و از تکرار آن نه ضعف بصر خیزد و نه نقصان قوت.

جامیبهارستانروضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)بخش 6

حلقه گوش تو را هر که بدین لطف بدید

حلقه بندگی عشق تو در گوش کشید

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 270

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور