غزل شمارهٔ 269

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
خنده ای زد دهنت رسته دندان بنمود
1

خنده ای زد دهنت رسته دندان بنمود

وز رگ جان گره غصه به دندان بگشود

2

هست گویی ز لطافت ذقنت وز خوبان

کس درین عرصه چو تو گوی لطافت نربود

3

جیب جانم که شد از دست غمت چاک بدوز

تاری اندر شکن زلف تو انگار نبود

4

همه کس کشته خود می درود بخت نگر

که دلم مهر و وفا کشت و غم و درد درود

5

هستم از مردمک دیده خود غرقه به خون

که چرا دوش در آغوش خیال تو غنود

6

رود نیلی ست روان سوی تو ای مصر جمال

چشم گریان که شد از سنگ جفای تو کبود

7

بس که جامی پی پابوس تو هر سوی دوید

پای او سود ولبی بر کف پای تو نسود

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود

فرقیی مشکل چون عاشق و معشوق نبود

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 790

بخت در اول فطرت چو نباشد مسعود

مقبل آن نیست که در حال بمیرد مولود

سعدیمواعظمفرداتشمارهٔ 36

خواهی از دشمن نادان که گزندت نرسد

رفق پیش آر و مدارا و تواضع کن و جود

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 107

مرغ جایی که علف بیند و چیند گردد

مرد صاحبنظر آنجا که وفا بیند و جود

سعدیمواعظقطعاتشمارهٔ 109

شرف نفس به جود است و کرامت به سجود

هر که این هر دو ندارد عدمش به که وجود

سعدیمواعظغزلیاتغزل شمارهٔ 26

احمدالله تعالی که به ارغام حسود

خیل بازآمد و خیرش به نواصی معقود

سعدیمواعظقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 21 - در ستایش شمس‌الدین حسین علکانی

به خرابات شدم دوش مرا بار نبود

می‌زدم نعره و فریاد ز من کس نشنود

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 104

دوش رفتم به تماشای خرابات فرنگ

شوخ گفتاری رندی دلم از دست ربود

علامہ اقبالپیام مشرقنقشِ فرنگبخش 20 - خرابات فرنگ

هر که از میکده عشق تو بویی شنود

تا زید مست زید چون برود مست رود

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 158

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور