شمارهٔ 86
Poet: Sanai
Toggle stanza 1داستان پسر هند مگر نشنیدی
داستان پسر هند مگر نشنیدی
که از او بر سر اولاد پیمبر چه رسید
پدر او لب و دندان پیمبر بشکست
مادر او جگر عم پیمبر بمکید
خود به ناحق حق داماد پیمبر بگرفت
پسر او سر فرزند پیمبر ببرید
بر چنین قوم چرا لعنت و نفرین نکنیم
لعنة الله یزیدا و علی حب یزید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ملک هند به خلیفه بغداد تحفه ها فرستاد همراه طبیبی فیلسوف به مهارت در طب و حکمت موصوف، پیش خلیفه به پای خاست که سه چیز آورده ام که جز ملوک را نباید و جز سلاطین را نشاید.
فرمود که آن کدام است؟ گفت: اول خضابی که موی سفید را سیاه گرداند به وجهی که هرگز متغیر نشود و سفید نگردددویم معجونی که هر چند طعام خورد معده گران نگردد و مزاج از اعتدال نیفتد سیوم ترکیبی که پشت را قوی گرداند و رغبت مباشرت آرد و از تکرار آن نه ضعف بصر خیزد و نه نقصان قوت.
JamiBaharistanروضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)بخش 6
حلقه گوش تو را هر که بدین لطف بدید
حلقه بندگی عشق تو در گوش کشید
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 270
باز صبح طرب از مطلع امید دمید
نفحات ظفر از گلشن اقبال وزید
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 272
این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید
چون صفیری و ندایی ز سوی غیب شنید
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 791
هفتهای میرود از عمر و به ده روز کشید
کز گلستان صفا بوی وفایی ندمید
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 273
یارب این نامهسِیَهکردهی بیفایدهعُمْر
همچُنان، از کَرَمَت بَر نگرفتهست امید
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 119
Sources
Persian text source: Ganjoor

