غزل شمارهٔ 158
Poet: Jami
Toggle stanza 1هر که از میکده عشق تو بویی شنود
هر که از میکده عشق تو بویی شنود
تا زید مست زید چون برود مست رود
وان کزین میکده بویی به مشامش نرسد
اینقدر دولت اوبس که به این می گرود
کشتزاریست عجب عرصه گیتی که در او
هرکه را می نگری کشته خود می درود
یار مستغنی و ره مشکل و رهبر نایاب
سالکان را دل ازین خون نشود چون نشود
صاحب سایه بود عشق تو و من سایه
بروم یا بدوم چون برود یا بدود
می کشم پیش خیال تو دل و جان چه کنم
میهمان هرکه بود حاضر و خوان هر چه بود
حاجت صوت مغنی نبود جامی را
جاودان بانگ سماع از دل خود می شنود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود
فرقیی مشکل چون عاشق و معشوق نبود
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 790
بخت در اول فطرت چو نباشد مسعود
مقبل آن نیست که در حال بمیرد مولود
SaadiMawaʿizMufradatشمارهٔ 36
خواهی از دشمن نادان که گزندت نرسد
رفق پیش آر و مدارا و تواضع کن و جود
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 107
مرغ جایی که علف بیند و چیند گردد
مرد صاحبنظر آنجا که وفا بیند و جود
SaadiMawaʿizQitʿatشمارهٔ 109
شرف نفس به جود است و کرامت به سجود
هر که این هر دو ندارد عدمش به که وجود
SaadiMawaʿizGhazaliyatغزل شمارهٔ 26
احمدالله تعالی که به ارغام حسود
خیل بازآمد و خیرش به نواصی معقود
SaadiMawaʿizQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 21 - در ستایش شمسالدین حسین علکانی
به خرابات شدم دوش مرا بار نبود
میزدم نعره و فریاد ز من کس نشنود
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 104
دوش رفتم به تماشای خرابات فرنگ
شوخ گفتاری رندی دلم از دست ربود
Allama IqbalPayam-e Mashriqنقشِ فرنگبخش 20 - خرابات فرنگ
خنده ای زد دهنت رسته دندان بنمود
وز رگ جان گره غصه به دندان بگشود
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 269
Sources
Persian text source: Ganjoor

