A Word to England
بخش 21 - خطاب به انگلستان
Poet: Allama Iqbal
Metre: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
Toggle stanza 1مشرقی باده چشیده است ز مینای فرنگ
مشرقی باده چشیده است ز مینای فرنگ
عجبی نیست اگر توبهٔ دیرینه شکست
An Easterner tasted once the wine in Europe’s glass; no wonder if he broke old vows in reckless glee.
فکر نوزادهٔ او شیوهٔ تدبیر آموخت
جوش زد خون به رگ بندهٔ تقدیر پرست
The blood came surging up in the veins of his new-born thought: Predestination’s bond-slave he learned that man is free.
ساقیا تنگ دل از شورش مستان نشوی
خود تو انصاف بده اینهمه هنگامه که بست؟
Let not thy soul be vexed with the drunkards’ noise and rout! O saki, tell me fairly, who was’t that broached this jar?
«بوی گل خود به چمن راه نما شد ز نخست
ورنه بلبل چه خبر داشت که گلزاری هست»
The scent of the rose showed first the way into the garden; else, how should the nightingale have known that roses are?
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
نه مرا خواب به چشم و نه مرا دل در دست
چشم و دل هر دو به رخسار تو آشفته و مست
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 245
پیش ازان دم که قلم نقش کند حرف نخست
داشت طفل دل من لوح وفای تو درست
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 58
مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
که به پیمانهکشی شهره شدم روز الست
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 24
زلفآشفته و خِویکرده و خندانلب و مست
پیرهنچاک و غزلخوان و صُراحی در دست
HafezGhazaliyatغزل شمارهٔ 26
آن شنیدی که خضر تخته کشتی بشکست
تا که کشتی ز کف ظالم جبار برست
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 408
شور در شهر فکند آن بت زُنّارپرست
چون خرامان ز خرابات برون آمد مست
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 79
Sources
Persian text source: Ganjoor

