Civilization
بخش 51 - تهذیب
Poet: Allama Iqbal
Metre: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
Toggle stanza 1انسان که رخ ز غازهٔ تهذیب بر فروخت
انسان که رخ ز غازهٔ تهذیب بر فروخت
خاک سیاه خویش چو آئینه وانمود
Man, who has brightened up his face with civilization’s rouge, displays the dark dust which is he as if it were a mirror.
پوشید پنجه را ته دستانه حریر
افسونی قلم شد و تیغ از کمر گشود
He hides his iron fist under a velvet glove. Charmed by the pen, he has laid off the sword.
این بوالهوس صنم کدهٔ صلح عام ساخت
رقصید گرد او به نواهای چنگ و عود
This slave of lust once built an idol-temple of world peace, and danced around it to the music of the pipes of peace.
دیدم چو جنگ پرده ناموس او درید
جز یسفک الدما و «خصیم مبین» نبود
But when war tore the veil off its pretence, it stood exposed as man’s blood-thirsty enemy.
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ساقی بیار می که گل از غنچه رو نمود
چون بگذرد بهار و پشیمان شوی چه سود
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 156
شاخی برآمد از بر شاخ درخت تود
تاخی ز مشک و شاخ ز عنبر درخت عود
RudakiAbyat-e Parakandehشمارهٔ 52
آتش پریر گفت نهانی به گوش دود
کز من نمیشکیبد و با من خوش است عود
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 863
خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود
شفتالوی بدزدم او خود نخفته بود
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 873
رُهبان دَیْر را سببِ عاشقی چه بود؟
کاو روی راز دیر به خَلقان نمینمود
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 345
Sources
Persian text source: Ganjoor

