غزل شمارهٔ 156
Toggle stanza 1ساقی بیار می که گل از غنچه رو نمود
ساقی بیار می که گل از غنچه رو نمود
چون بگذرد بهار و پشیمان شوی چه سود
دوران گل چو دیر نپاید درین چمن
زان پیشتر که بگذرد آن زود باش زود
دل آینه ست و تفرقه روزگار زنگ
این زنگ جز به صیقل می کی توان زدود
مطرب بساز عود که ندهد خلاصیم
از پایمال غصه بجز گوشمال عود
راهی بزن که جز سر انگشت مطربان
نتوان گره ز رشته امیدها گشود
گردون نیافت بر قد یک تن لباس عیش
کان را نه از بریشم چنگ است تار و پود
جامی بساز مرهم دلها به شعر خویش
گو ریش شو ز نیش حسد سینه حسود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
شاخی برآمد از بر شاخ درخت تود
تاخی ز مشک و شاخ ز عنبر درخت عود
RudakiAbyat-e Parakandehشمارهٔ 52
آتش پریر گفت نهانی به گوش دود
کز من نمیشکیبد و با من خوش است عود
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 863
خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود
شفتالوی بدزدم او خود نخفته بود
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 873
رُهبان دَیْر را سببِ عاشقی چه بود؟
کاو روی راز دیر به خَلقان نمینمود
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 345
انسان که رخ ز غازهٔ تهذیب بر فروخت
خاک سیاه خویش چو آئینه وانمود
Allama IqbalPayam-e Mashriqافکاربخش 51 - تهذیب
Sources
Persian text source: Ganjoor

