آڈیوز
صداکار محسن لیلهکوهی کی آڈیوز میں رومی کی کتاب دیوان شمس
یہ صفحہ صرف صداکار محسن لیلهکوهی کی دستیاب آڈیوز دکھاتا ہے۔
نظمیں
غزل شمارهٔ 250هین که منم بر در در برگشا
Hark, for I am at the door! Open the door; to bar the door is not the sign of good pleasure.
غزل شمارهٔ 305آواز داد اختر بس روشنست امشب
غزل شمارهٔ 321آن خواجه را از نیم شب بیماریی پیدا شدهست
Since midnight sickness has manifested itself in that Master; till daybreak he has been beating his head uncontrollably against our wall.
غزل شمارهٔ 322آمدهام که تا به خود گوش کشان کشانمت
I have come so that, tugging your ear, I may draw you to me, unheart and unself you, plant you in my heart and soul.
غزل شمارهٔ 323آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت
غزل شمارهٔ 329بیایید بیایید که گلزار دمیدهست
Come, come, for the rosebower has blossomed; come, come, for the beloved has arrived.
غزل شمارهٔ 330بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت
غزل شمارهٔ 332این خانه که پیوسته در او بانگ چغانهست
This house wherein continually rings the sound of the bellstaff—ask of the master what house this house is.
غزل شمارهٔ 337ببستی چشم یعنی وقت خواب است
غزل شمارهٔ 364تا نقش خیال دوست با ماست
So long as the form of the Beloved’s image is with us, for us the whole of life is a joyful parade.
غزل شمارهٔ 404هله ای آنک بخوردی سحری باده که نوشت
غزل شمارهٔ 405به خدا کت نگذارم که روی راه سلامت
غزل شمارهٔ 412آنک بیباده کند جان مرا مست کجاست
غزل شمارهٔ 424دلبری و بیدلی اسرار ماست
غزل شمارهٔ 436گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت
He said, “Who is at the door?” I said, “Your humble slave.” He said, “What is your business?” I said, “Lord, to greet you.”
غزل شمارهٔ 437هر جور کهز تو آید بر خود نهم غرامت
غزل شمارهٔ 440امروز شهر ما را صد رونقست و جانست
غزل شمارهٔ 441بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
Show your face, for the orchard and rosegarden are my desire; open your lips, for abundant sugar is my desire.
غزل شمارهٔ 450از بامداد روی تو دیدن حیات ماست
غزل شمارهٔ 451پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست
غزل شمارهٔ 462یوسف کنعانیم روی چو ماهم گواست
غزل شمارهٔ 463هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست
Every moment the voice of Love is arriving from left and right; we are departing for the skies—who has a mind for sightseeing?
غزل شمارهٔ 464نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست
غزل شمارهٔ 466باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست
غزل شمارهٔ 481چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیست
What pearl are you? For in no man’s hand is the price of you. What does the world possess that is not your gift?
غزل شمارهٔ 506کار من اینست که کاریم نیست
غزل شمارهٔ 508شیر خدا بند گسستن گرفت
غزل شمارهٔ 513کیست در این شهر که او مست نیست
غزل شمارهٔ 515خانه دل باز کبوتر گرفت
غزل شمارهٔ 524بی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شد
The hour is late, the hour is late, the sun has gone down into the well, the sun of the soul of lovers has entered the seclusion of God.
غزل شمارهٔ 525بی گاه شد بیگاه شد خورشید اندر چاه شد
غزل شمارهٔ 526ای لولیان ای لولیان یک لولییی دیوانه شد
Fair ones, fair ones, a fair one has gone mad; his bowl has fallen from our roof, he has gone to the madhouse.
غزل شمارهٔ 527گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند
غزل شمارهٔ 533رندان سلامت میکنند جان را غلامت میکنند
غزل شمارهٔ 534رو آن ربابی را بگو مستان سلامت میکنند
غزل شمارهٔ 535سودای تو در جوی جان چون آب حیوان میرود
غزل شمارهٔ 536آمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شود
The springtide of lovers has come, that this dust bowl may become a garden; the proclamation of heaven has come, that the bird of the soul may rise in flight.
غزل شمارهٔ 539مستی سلامت میکند، پنهان پیامت میکند
غزل شمارهٔ 540مستی سلامت میکند پنهان پیامت میکند
غزل شمارهٔ 543یار مرا مینهلد تا که بخارم سر خود
My Beloved leaves me not so much as to scratch my own head; it is the body of my Beloved that presses me in its breast.
غزل شمارهٔ 546هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود
غزل شمارهٔ 549آب زنید راه را، هین که نگار میرسد
غزل شمارهٔ 553بیهمگان به سر شود، بیتو به سر نمیشود
غزل شمارهٔ 562خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد
غزل شمارهٔ 563دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
My heart, be seated near that person who has experience of the heart, go under that tree which bears fresh blossoms.

