رباعی شمارهٔ 249
Toggle stanza 1کردی تو پریر آب وصل از رخ پاک
کردی تو پریر آب وصل از رخ پاک
تا دی شدم از آتش هجر تو هلاک
امروز شدی ز باد سردم بیباک
فردا کنم از دست تو بر تارک خاک
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
شد فصل بهار و گشتم از غصه هلاک
دارم جگری کباب و چشمی نمناک
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 132
هر روز روم سوی گلستان غمناک
چون غنچه گریبان صبوری زده چاک
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 72
ای لاله دلسوخته دامن چاک
داری رخی از داغ درون آتشناک
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 73
چون گشت طلسم جسم آدم چالاک
با خاک درآمیخته شد گوهر پاک
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1072
حاشا که شود سینهٔ عاشق غمناک
یا از جز عشق دامنش گردد چاک
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1073
ای آصف این زمانه از خاطر پاک
همچون ز سلیمان ز تو شد دیو هلاک
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 250
زین پیش به شبهای سیاه شبهناک
خورشید همی نمودی از عارض پاک
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 251
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

