غزل شمارهٔ 1165

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: یدهاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

آڈیو
Toggle stanza 1
مهربانی از میان خلق دامن چیده است
1

مهربانی از میان خلق دامن چیده است

از تکلف، آشنایی برطرف گردیده است

2

وسعت از دست و دل مردم به منزل رفته است

جامه ها پاکیزه و دلها به خون غلطیده است

3

در بساط آفرینش یک دل بیدار نیست

رگ ز غفلت در تن مردم ره خوابیده است

4

رحم و انصاف و مروت از جهان برخاسته است

روی دل از قبله مهر و وفا گردیده است

5

پرده شرم و حیا، بال و پر عنقا شده است

صبر از دلها چون کوه قاف دامن چیده است

6

نیست غیر از دست خالی پرده پوشی سرو را

خار چندین جامه رنگین ز گل پوشیده است

7

موج دریا سینه بر خاشاک می مالد ز درد

رشته سر تا پای در گوهر نهان گردیده است

8

گوهر و خرمهره در یک سلک جولان می کنند

تار و پود انتظام از یکدگر پاشیده است

9

بلبلان را خار در پیراهن است از آشیان

بستر گل، خوابگاه شبنم نادیده است

10

هر تهیدستی ز بی شرمی درین بازارگاه

در برابر ماه کنعان را دکانی چیده است

11

تر نگردد از زر قلبی که در کارش کنند

یوسف بی طالع ما گرگ باران دیده است

12

خاطر آزاد ما از دور گردون فارغ است

شیشه افلاک را بر طاق نسیان چیده است

13

در دل ما آرزوی دولت بیدار نیست

چشم ما بسیار ازین خواب پریشان دیده است

14

اختر ما را کجا از خاک خواهد برگرفت؟

آن که روی مهر تابان بر زمین مالیده است

15

بر زمین آن کس که دامان می کشید از روی ناز

عمرها شد زیر دامان زمین خوابیده است

16

گر جهان زیر و زبر گردد، نمی جنبد ز جا

هر که صائب پا به دامان رضا پیچیده است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا خیال روی او را دیده در تب دیده است

مردم چشمم به خون در اشک ما غلتیده است

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 207

تا حیرت خرام تو سامان دیده است

چندین قیامت از مژه‌ام قد کشیده است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 598

تا ز آغوش‌وداعت داغ حیرت‌چیده است

همچوشمع‌کشته‌در چشمم‌نگه‌خوابیده‌است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 599

جنس موهومم دکان آبرویی چیده است

هیچ هم در عالم امید می‌ارزیده است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 600

در جنونم موی سر سامان راحت چیده است

خاک این صحرا لب خش‌که را لیسیده است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 601

بازم به دل نوید صفایی رسیده است

از پیشگاه آینه صبحی دمیده است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 602

جنس ما با این‌کسادی قیمتی فهمیده است

وین حباب پوچ خود را باگهر سنجیده است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 603

عالمی را بی‌زبانیهای من پوشیده است

شمع خاموش انجمنها در نفس دزدیده است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 604

من نمی گویم ز گلزارت کسی گل چیده است

رنگ آن سیب زنخدان اندکی گردیده است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1164

در بهشت است آن که چشمش از جهان پوشیده است

بر سر گنج است پایی کز طلب خوابیده است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1166

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور