غزل شمارهٔ 1166

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: یدهاست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

Toggle stanza 1
در بهشت است آن که چشمش از جهان پوشیده است
1

در بهشت است آن که چشمش از جهان پوشیده است

بر سر گنج است پایی کز طلب خوابیده است

2

گوشه عزلت ز صحبت ها مرا دلسرد کرد

خاک ساحل توتیای چشم طوفان دیده است

3

دل که چون سی پاره از کثرت پریشان گشته بود

جمع گردیده است تا صحبت ز هم پاشیده است

4

آرزو را در دل هر کس که برق عشق سوخت

فارغ از نشو و نما چون موی آتش دیده است

5

حسن مغرور تو بی پرواست، ورنه آفتاب

در دل هر ذره از کوچکدلی گنجیده است

6

زان ز عرض حال خاموشم که خوی تند او

روی آتش را مکرر بر زمین مالیده است

7

کرد هر کس را که چشم عاقبت بین تربیت

در ترازوی قیامت خویش را سنجیده است

8

از زر و سیم است صائب برگ عیش ممسکان

سکه خندان است تا بر سیم و زر چسبیده است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا خیال روی او را دیده در تب دیده است

مردم چشمم به خون در اشک ما غلتیده است

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 207

تا حیرت خرام تو سامان دیده است

چندین قیامت از مژه‌ام قد کشیده است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 598

تا ز آغوش‌وداعت داغ حیرت‌چیده است

همچوشمع‌کشته‌در چشمم‌نگه‌خوابیده‌است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 599

جنس موهومم دکان آبرویی چیده است

هیچ هم در عالم امید می‌ارزیده است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 600

در جنونم موی سر سامان راحت چیده است

خاک این صحرا لب خش‌که را لیسیده است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 601

بازم به دل نوید صفایی رسیده است

از پیشگاه آینه صبحی دمیده است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 602

جنس ما با این‌کسادی قیمتی فهمیده است

وین حباب پوچ خود را باگهر سنجیده است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 603

عالمی را بی‌زبانیهای من پوشیده است

شمع خاموش انجمنها در نفس دزدیده است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 604

من نمی گویم ز گلزارت کسی گل چیده است

رنگ آن سیب زنخدان اندکی گردیده است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1164

مهربانی از میان خلق دامن چیده است

از تکلف، آشنایی برطرف گردیده است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1165

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور