غزل شمارهٔ 601

Toggle stanza 1
در جنونم موی سر سامان راحت چیده است
1

در جنونم موی سر سامان راحت چیده است

خاک این صحرا لب خش‌که را لیسیده است

2

تاگل محرومی ازگلزار وصلت چیده است

سایهٔ بیدی سراپای مرا پوشیده است

3

سخت بیدردی‌ست دست‌از دامنت برداشتن

همچو شمع‌کشته در چشمم نگه خوابیده است

4

تا مرا عشقت چو شبنم دیدهٔ بی‌خواب داد

خون من رنگی به روی برگ‌گل خوابیده است

5

عاقبت خواهم به‌آن الفت‌سرا محمل‌کشید

ازگداز دل گلابی بر رخم پاشیده است

6

بستر داغی چو شمع کشته سامان کرده‌ام

بیخودی از عشق راه خانه‌ات پرسیده است

7

برق بیرنگ است عشق اما درین صحرای وهم

ی هوس خاموش امشب آهم آرامیده است

8

صبح وصلت بخت بد شاید فرا‌موشم‌کند

دیدهٔ خلق از سیاهیهای خود ترسیده است

9

خاک شو، ای دل‌که در ناموسگاه عرض ناز

نیستم نومید این ظالم به خوبم دیده است

10

کاش چشم‌کس قضا نگشاید ز خواب عدم

حسن را ننگ دویی زآیینه رنجانیده است

11

با همه عجز از تلاش سوختن عاری نه‌ایم

هرچه خوابیده‌ست اینجا فتنهٔ خوابیده است

12

بستر آرام دنیاگرم نتوان یافتن

شعله هم بر جرات خاشاک ما لرزیده است

13

رفته چون رنگ روان بیدل‌تری ازآبله

عمرها شد پهلوی ما زین طرف‌گردیده است

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا خیال روی او را دیده در تب دیده است

مردم چشمم به خون در اشک ما غلتیده است

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 207

من نمی گویم ز گلزارت کسی گل چیده است

رنگ آن سیب زنخدان اندکی گردیده است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1164

مهربانی از میان خلق دامن چیده است

از تکلف، آشنایی برطرف گردیده است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1165

در بهشت است آن که چشمش از جهان پوشیده است

بر سر گنج است پایی کز طلب خوابیده است

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1166

تا حیرت خرام تو سامان دیده است

چندین قیامت از مژه‌ام قد کشیده است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 598

تا ز آغوش‌وداعت داغ حیرت‌چیده است

همچوشمع‌کشته‌در چشمم‌نگه‌خوابیده‌است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 599

جنس موهومم دکان آبرویی چیده است

هیچ هم در عالم امید می‌ارزیده است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 600

بازم به دل نوید صفایی رسیده است

از پیشگاه آینه صبحی دمیده است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 602

جنس ما با این‌کسادی قیمتی فهمیده است

وین حباب پوچ خود را باگهر سنجیده است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 603

عالمی را بی‌زبانیهای من پوشیده است

شمع خاموش انجمنها در نفس دزدیده است

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 604

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور