غزل شمارهٔ 2687
شاعر: صائب
Toggle stanza 1گر به این دستور قد یار رعنا میشود
گر به این دستور قد یار رعنا میشود
ناله بیتابی عاشق دوبالا میشود
عمر باقی در زوال عمر فانی بسته است
قطره چون واصل به دریا گشت دریا میشود
حسن آتشدست بیتاب است در ایجاد عشق
شمع چون روشن شود پروانه پیدا میشود
سرفرازی از زمین پاک باشد نخل را
دامن مریم پر و بال مسیحا میشود
میکشد عشق غیور از حسن سرکش انتقام
عاقبت یوسف گرفتار زلیخا میشود
شاهد از خارج نمیباید خیانتپیشه را
دزد از تغییر رنگ خویش رسوا میشود
سرکشی شد از خشنپوشی یکی صد نفس را
از خس و خاشاک، آتش بیش رعنا میشود
از سفر گردد دل از نور بصیرت بهرهمند
در غریبی گوهر ناسفته بینا میشود
جاده با افتادگی صائب به منزل میرسد
گردباد از بیقراری خرج صحرا میشود
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
حسرت مخمورم آخر مستی انشا میشود
تا قدح راهی است کز خمیازهام وامیشود
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1548
عیب پاکان زود بر مردم هویدا میشود
در میان شیر خالص موی رسوا میشود
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2682
با وجود مرگ، کی هستی گوارا میشود؟
تلخی ماتم کجا شیرین به حلوا میشود
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2683
دل به دشمن چون ملایم شد مصفا میشود
سنگ با آتش چو نرمی کرد مینا میشود
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2684
خانهای کز نور حسن او مصفا میشود
حلقه بیرون در محو تماشا میشود
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2685
هرکه میگردد ز اهل ذکر، دانا میشود
خاک چون تسبیح شد بینا و گویا میشود
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2686
آن لب رنگینسخن بیخواست گویا میشود
غنچه چون افتاد بازیگوش خود وامیشود
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2688
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

