غزل شمارهٔ 2687

Toggle stanza 1
گر به این دستور قد یار رعنا می‌شود
1

گر به این دستور قد یار رعنا می‌شود

ناله بی‌تابی عاشق دوبالا می‌شود

2

عمر باقی در زوال عمر فانی بسته است

قطره چون واصل به دریا گشت دریا می‌شود

3

حسن آتش‌دست بی‌تاب است در ایجاد عشق

شمع چون روشن شود پروانه پیدا می‌شود

4

سرفرازی از زمین پاک باشد نخل را

دامن مریم پر و بال مسیحا می‌شود

5

می‌کشد عشق غیور از حسن سرکش انتقام

عاقبت یوسف گرفتار زلیخا می‌شود

6

شاهد از خارج نمی‌باید خیانت‌پیشه را

دزد از تغییر رنگ خویش رسوا می‌شود

7

سرکشی شد از خشن‌پوشی یکی صد نفس را

از خس و خاشاک، آتش بیش رعنا می‌شود

8

از سفر گردد دل از نور بصیرت بهره‌مند

در غریبی گوهر ناسفته بینا می‌شود

9

جاده با افتادگی صائب به منزل می‌رسد

گردباد از بی‌قراری خرج صحرا می‌شود

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…