غزل شمارهٔ 2684
Poet: Saib
Toggle stanza 1دل به دشمن چون ملایم شد مصفا میشود
دل به دشمن چون ملایم شد مصفا میشود
سنگ با آتش چو نرمی کرد مینا میشود
ای نسیم بیمروت باددستی واگذار
صبح میسوزد نفس تا غنچهای وامیشود
چون رود بیرون ز باغ آن یوسف گل پیرهن
گل به دامنگیریش دست زلیخا میشود
گرد عصیان بحر رحمت را نمیآرد به جوش
صاف گردد سیل چون واصل به دریا میشود
خاکساران قدردان صحبت یکدیگرند
میجهم گردی اگر از دور پیدا میشود
خیره میگردد نظر از پرتو خال رخش
ذره این بوم و بر خورشیدسیما میشود
با خیال یار صحبت داشتن خوش دولتی است
میبرم غیرت بر آن عاشق که تنها میشود
این قدر کیفیت دیدار هم میبوده است؟
تا عرق از چهرهاش گل کرد صهبا میشود
صائب از اندیشه آن زلف و کاکل درگذر
فکر چون بسیار در دل ماند سودا میشود
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
حسرت مخمورم آخر مستی انشا میشود
تا قدح راهی است کز خمیازهام وامیشود
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 1548
عیب پاکان زود بر مردم هویدا میشود
در میان شیر خالص موی رسوا میشود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2682
با وجود مرگ، کی هستی گوارا میشود؟
تلخی ماتم کجا شیرین به حلوا میشود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2683
خانهای کز نور حسن او مصفا میشود
حلقه بیرون در محو تماشا میشود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2685
هرکه میگردد ز اهل ذکر، دانا میشود
خاک چون تسبیح شد بینا و گویا میشود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2686
گر به این دستور قد یار رعنا میشود
ناله بیتابی عاشق دوبالا میشود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2687
آن لب رنگینسخن بیخواست گویا میشود
غنچه چون افتاد بازیگوش خود وامیشود
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2688
Sources
Persian text source: Ganjoor

