غزل شمارهٔ 2685

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: امیشود

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 7

صنف: غزل

Toggle stanza 1
خانه‌ای کز نور حسن او مصفا می‌شود
1

خانه‌ای کز نور حسن او مصفا می‌شود

حلقه بیرون در محو تماشا می‌شود

2

هر طلسمی را به نام باددستی بسته‌اند

چشم یعقوب از نسیم پیرهن وامی‌شود

3

شرط قطع وادی هستی مجرد گشتن است

زور می‌آرد به ره رهرو چو تنها می‌شود

4

می‌زند غیرت نمک بر دیده خونبار من

در سر هرکس که شور عشق پیدا می‌شود

5

چون نگرداند رخ از تیغ شهادت مرده‌دل؟

زشت با آیینه چون شد چهره، رسوا می‌شود

6

خودنمایی کار ما را در گره انداخته است

قطره چون برداشت دست از خویش دریا می‌شود

7

صد تماشا هست در پوشیدن چشم از جهان

وای بر چشمی که غافل زین تماشا می‌شود

8

می‌زند خود را به ساحل، بازمی‌گردد به بحر

از محیط عشق هر موجی که پیدا می‌شود

9

می‌فتد در رشته جان صد گره از پیچ و تاب

صائب از زلف سخن تا یک گره وامی‌شود

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آڈیو

ابھی اس کلام کی آڈیو موجود نہیں۔ اپنی آواز میں پہلی آڈیو شامل کریں۔

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…