غزل شمارهٔ 4255

Toggle stanza 1
طغیان نفس بیش به وقت غنا شود
1

طغیان نفس بیش به وقت غنا شود

مار ضعیف بر سر گنج اژدها شود

2

از بوی پیرهن گذرد آستین فشان

از دست هر که دامن فرصت رها شود

3

چون تیر راست، گرد هدف می کند طواف

از بار درد قامت هر کس دو تا شود

4

ساز سیاه، دیدن همکار سینه را

آیینه چون به آب رسد بی صفا شود

5

از شبنم غریب اقامت مدار چشم

در گلشنی که بوی گل از گل جدا شود

6

آن غنچه ای که بود بر او تنگ لامکان

در تنگنای چرخ چه مقدار وا شود

7

صائب گره گشاده نمی گردد از گره

محتاج را چه عقده ز محتاج وا شود

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور