غزل شمارهٔ 6641

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: اده

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بیگانگی ز حد رفت ساقی می صفا ده
1

بیگانگی ز حد رفت ساقی می صفا ده

ما را ز خویش بستان خود را دمی به ما ده

2

از پافتادگانیم در زیر پا نظر کن

از دست رفتگانیم دستی به دست ما ده

3

هر چند بوالفضولی است از دور بیش جستن

در زیر چشم ما را پیمانه ای جدا ده

4

دیوان ما و خود را مفکن به روز محشر

در عذر خشم بیجا یک بوسه بجا ده

5

گر بوسه ای نبخشی، دشنام را چه مانع؟

گر آشنا نگردی پیغام آشنا ده

6

ای پادشاه خوبی در شکر بی نیازی

از حسن خود زکاتی گاهی به این گدا ده

7

بی جذبه از تردد کاری نمی گشاید

چون برگ که سبک شو خود را به کهربا ده

8

از تیرگی چو صائب محروم از لقایی

چندان که می توانی آیینه را جلا ده

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور