غزل شمارهٔ 6642

شاعر: صائب

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

قافیہ: یده

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
آن خوش پسر برآمد از خانه می کشیده
1

آن خوش پسر برآمد از خانه می کشیده

مایل به اوفتادن چون میوه رسیده

2

ناز بهانه جو را بر یک طرف نهاده

شرم ستیزه خو را در خاک و خون کشیده

3

مالیده آستین را تا بوسه گاه ساعد

تا ناف پیرهن را چون صبحدم دریده

4

بوی کباب دلها پیچیده در لباسش

خون هزار بیدل از دامنش چکیده

5

چشم از فسانه ناز در خواب صبحگاهی

مژگان ز دل فشاری دست نگار دیده

6

برق سبک عنان را مژگان خوش نگاهش

میدان به طرح داده چون آهوی رمیده

7

گل ز انفعال رویش در خار گشته پنهان

ریحان ز شرم خطش بر خاک خط کشیده

8

مژگان ز شوخ چشمی بر هم نهاده شمشیر

از بیم جان، نگاهش در گوشه ای خزیده

9

خود را به چشم عاشق بر خویش جلوه داده

هر گام ان یکادی بر حسن خود دمیده

10

برقی ز ابر جسته هر جا که رم نموده

سروی ز خاک رسته هر جا که آرمیده

11

دیگر ندیده خود را تا دامن قیامت

صائب کسی که او را مست و خراب دیده

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور