غزل شمارهٔ 2902

شاعر: صائب

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

قافیہ: ادارد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
کسی تاب خدنگ غمزه آن دلربا دارد
1

کسی تاب خدنگ غمزه آن دلربا دارد

که چون آیینه از جوهر زره زیرقبا دارد

2

در آن وادی که من از تشنگی بر خاک می غلطم

سراب ناامیدی جلوه آن بقا دارد

3

به اندک روزگاری تاک شد از سرو رعناتر

نگردد زیر دست آن کس که دستی در سخا دارد

4

ندیدم یک نفس راحت زحس ظاهر و باطن

چه آسایش در آن کشور که ده فرمانروا دارد؟

5

من آن آتش نو امر غم که چون از یکدگر ریزم

زگرمی استخوانم شمع در راه هما دارد

6

مرا بیطاقتی محروم دارد از وصال او

که از آتش شرر را اضطراب دل جدا دارد

7

فریب دولت ده روزه دنیا مخور صائب

که آخر بدورق گرداندنی بال هما دارد

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ادب‌سنج بیان حرفی از آن لب هرکجا دارد

خرام موج‌گوهر پا به دامان حیا دارد

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 971

اگر معشوق‌ بی‌مهر است‌ وگر عاشق‌ وفا دارد

تماشا مفت دیدنها محبت رنگها دارد

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 972

تصور جوهر اکاهی قدرت‌کجا دارد

بهار فضل آن سوی تعقل رنگها دارد

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 973

رگ گل آستین شوخی کمین صید ما دارد

که زیر سنگ دست از سایهٔ برگ حنا دارد

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 975

زمینگیری ز جولانم چه امکانست وادارد

بروب‌رفتن ز خود چون شمع ‌ر هرعضوپا دارد

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 976

گهی بر سر،‌ گهی در دل‌،‌ گهی در دیده جا دارد

غبار راه جولان تو با من‌ کارها دارد

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 977

مغیلان پای نازک طینتان را در حنا دارد

چه غم دارد زخار آن کس که آتش زیر پا دارد؟

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2903

کجا رخسار او تاب نگاه آشنا دارد؟

که آن گل خار در پیراهن از نشو و نما دارد

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2904

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور