Toggle stanza 1
زمژگان که ناخن در فضای سینه می بارد؟
1

زمژگان که ناخن در فضای سینه می بارد؟

که خون چون نافه ام از خرقه پشمینه می بارد

2

بود یک شمه از ناسازی گردون به میخواران

که ابر بی مروت در شب آدینه می بارد

3

به شیران طعمه از پهلوی خود گردون دهد، اما

اگر گاوی دهن را وا کند لوزینه می بارد

4

چراغ مهر از تردستی شبنم نمی میرد

عبث ابرتر مژگان به داغ سینه می بارد

5

اگر لب تشنه فیضی اثر بگذار در عالم

که بر خاک سکندر نور از آیینه می بارد

6

زرشک طبع گوهربار صائب بس که تب دارد

گهر همچون عرق از چهره گنجینه می بارد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور