غزل شمارهٔ 2902
Poet: Saib
Toggle stanza 1کسی تاب خدنگ غمزه آن دلربا دارد
کسی تاب خدنگ غمزه آن دلربا دارد
که چون آیینه از جوهر زره زیرقبا دارد
در آن وادی که من از تشنگی بر خاک می غلطم
سراب ناامیدی جلوه آن بقا دارد
به اندک روزگاری تاک شد از سرو رعناتر
نگردد زیر دست آن کس که دستی در سخا دارد
ندیدم یک نفس راحت زحس ظاهر و باطن
چه آسایش در آن کشور که ده فرمانروا دارد؟
من آن آتش نو امر غم که چون از یکدگر ریزم
زگرمی استخوانم شمع در راه هما دارد
مرا بیطاقتی محروم دارد از وصال او
که از آتش شرر را اضطراب دل جدا دارد
فریب دولت ده روزه دنیا مخور صائب
که آخر بدورق گرداندنی بال هما دارد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ادبسنج بیان حرفی از آن لب هرکجا دارد
خرام موجگوهر پا به دامان حیا دارد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 971
اگر معشوق بیمهر است وگر عاشق وفا دارد
تماشا مفت دیدنها محبت رنگها دارد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 972
تصور جوهر اکاهی قدرتکجا دارد
بهار فضل آن سوی تعقل رنگها دارد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 973
رگ گل آستین شوخی کمین صید ما دارد
که زیر سنگ دست از سایهٔ برگ حنا دارد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 975
زمینگیری ز جولانم چه امکانست وادارد
بروبرفتن ز خود چون شمع ر هرعضوپا دارد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 976
گهی بر سر، گهی در دل، گهی در دیده جا دارد
غبار راه جولان تو با من کارها دارد
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 977
مغیلان پای نازک طینتان را در حنا دارد
چه غم دارد زخار آن کس که آتش زیر پا دارد؟
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2903
کجا رخسار او تاب نگاه آشنا دارد؟
که آن گل خار در پیراهن از نشو و نما دارد
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2904
Sources
Persian text source: Ganjoor

