غزل شمارهٔ 4370
شاعر: صائب
Toggle stanza 1رخسار ترا خط نتوانست نهان کرد
11
رخسار ترا خط نتوانست نهان کرد
بی پرده تر این آینه را آینه دان کرد
22
می شد به شکر پسته ازین پیش حصاری
شکر لب نو خط تودر پسته نهان کرد
33
رفتار تو از آب روان گرد بر آورد
رخسار تو خون در جگر لاله ستان کرد
44
بر تنگ شکر غیرت من تلخ کند عیش
هر چند مرا تنگدل آن غنچه دهان کرد
55
روشن شد ازان صفحه رخسار سوادم
آن خط بنا گوش مرا حاشیه دان کرد
66
فریاد که نتوان دل صد پاره مارا
شیرازه درین باغ چو اوراق خزان کرد
77
حاشا که پر از گوهر سیراب نسازد
صائب چو صدف آن که مرا پاک دهان کرد
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

