غزل شمارهٔ 4370
Toggle stanza 1رخسار ترا خط نتوانست نهان کرد
رخسار ترا خط نتوانست نهان کرد
بی پرده تر این آینه را آینه دان کرد
می شد به شکر پسته ازین پیش حصاری
شکر لب نو خط تودر پسته نهان کرد
رفتار تو از آب روان گرد بر آورد
رخسار تو خون در جگر لاله ستان کرد
بر تنگ شکر غیرت من تلخ کند عیش
هر چند مرا تنگدل آن غنچه دهان کرد
روشن شد ازان صفحه رخسار سوادم
آن خط بنا گوش مرا حاشیه دان کرد
فریاد که نتوان دل صد پاره مارا
شیرازه درین باغ چو اوراق خزان کرد
حاشا که پر از گوهر سیراب نسازد
صائب چو صدف آن که مرا پاک دهان کرد
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد
آن دلبر عیار مرا دید نشان کرد
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 643
انصاف نبود آن رخ دلبند نهان کرد
زیرا که نه روییست کز او صبر توان کرد
SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 180
زلف تو مرا بند دل و غارت جان کرد
عشق تو مرا رانده به گرد دو جهان کرد
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 206
Sources
Persian text source: Ganjoor

