غزل شمارهٔ 576

شاعر: سعدی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ازی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
اگر کلاله مشکین ز رخ براندازی
1
اگر کلاله مشکین ز رخ براندازی
کنند در قدمت عاشقان سراندازی
2
اگر به رقص درآیی تو سرو سیم اندام
نظاره کن که چه مستی کنند و جانبازی
3
تو با چنین قد و بالا و صورت زیبا
به سرو و لاله و شمشاد و گل نپردازی
4
کدام باغ چو رخسار تو گلی دارد
کدام سرو کند با قدت سرافرازی
5
به حسن خال و بناگوش اگر نگاه کنی
نظرْ تو با قد و بالای خود نیندازی
6
غلام باد صبایم غلام باد صبا
که با کلاله جعدت همی‌کند بازی
7
بگوی مطرب یاران بیار زمزمه‌ای
بنال بلبل مستان که بس خوش آوازی
8
که گفته است که صد دل به غمزه‌ای ببری
هزار صید به یک تاختن بیندازی
9
ز لطفِ لفظِ شکربارِ گفتهٔ سعدی
شدم غلام همه شاعران شیرازی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تو خود به غمزه سراسر کرشمه و نازی

چه حاجت است که با ما کرشمه ای سازی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1885

عروس حجله طبعم که شاهد سخن است

ز آب و خاک خراسان چو دید ناسازی

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 36

مآل تیغ زبان نیست غیر سربازی

به زیر تیغ کنی چند گردن افرازی؟

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6860

چو برقع از رخ زیبای خود براندازی

بگو نظارگیان را صلای جانبازی

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 262

امیدوارم اگر صد رهم بیندازی

که بار دیگرم از روی لطف بنوازی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 577

تو خود به صحبت امثال ما نپردازی

نظر به حال پریشان ما نیندازی

سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 578

مشورت با زنان تباه است و سخاوت با مفسدان گناه.

خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی

سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 48

رحم آوردن بر بدان ستم است بر نیکان، عفو کردن از ظالمان جور است بر درویشان.

خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی

سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 8

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور