غزل شمارهٔ 226
شاعر: سعدی
Toggle stanza 1درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند
11
درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند
جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند
22
حریف مجلس ما خود همیشه دل میبرد
علی الخصوص که پیرایهای بر او بستند
33
کسان که در رمضان چنگ میشکستندی
نسیم گل بشنیدند و توبه بشکستند
44
بساط سبزه لگدکوب شد به پای نشاط
ز بس که عارف و عامی به رقص برجستند
55
دو دوست قدر شناسند عهد صحبت را
که مدتی ببریدند و بازپیوستند
66
به در نمیرود از خانگه یکی هشیار
که پیش شحنه بگوید که صوفیان مستند
77
یکی درخت گل اندر فضای خلوت ماست
که سروهای چمن پیش قامتش پستند
88
اگر جهان همه دشمن شود به دولت دوست
خبر ندارم از ایشان که در جهان هستند
99
مثال راکب دریاست حال کشته عشق
به ترک بار بگفتند و خویشتن رستند
1010
به سرو گفت کسی میوهای نمیآری؟
جواب داد که آزادگان تهیدستند
1111
به راه عقل برفتند سعدیا بسیار
که ره به عالم دیوانگان ندانستند
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
سبکروانکه به وحشت میان جان بستند
چو ناله سوخت نفس با نگاه پیوستند
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1359
گذشتگانکه ز تشویش ما و من رستند
مقیم عالم نازند هر کجا هستند
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1360
مصوران به هزار انفعال پیوستند
که طرهٔ تو کشیدند و خامه نشکستند
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1361
فسردگان که طلسم وجود نشکستند
ازین چه سود که چون کف به بحر پیوستند
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3903
ز فتنه ای دل و جانم به ناله بر دستند
که ناز و عشوه ز تاثیر صحبتش مستند
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 324
بیا که خاوریان نقش تازهای بستند
دگر مرو به طواف بتی که بشکستند
علامہ اقبالزبور عجمغزلیاتغزل شمارهٔ 42
به هوش سیر چمن کن که شاهدان مستند
قرابه بر سر ابر بهار بشکستند
نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 162

