غزل شمارهٔ 45

شاعر: سعدی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: است

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

Toggle stanza 1
خوش می‌رود این پسر که برخاست
1
خوش می‌رود این پسر که برخاست
سرویست چنین که می‌رود راست
2
ابروش کمان قتل عاشق
گیسوش کمند عقل داناست
3
بالای چنین اگر در اسلام
گویند که هست زیر و بالاست
4
ای آتش خرمن عزیزان
بنشین که هزار فتنه برخاست
5
بی جرم بکش که بنده مملوک
بی شرع ببر که خانه یغماست
6
دردت بکشم که درد داروست
خارت بخورم که خار خرماست
7
انگشت نمای خلق بودن
زشت است ولیک با تو زیباست
8
باید که سلامت تو باشد
سهل است ملامتی که بر ماست
9
جان در قدم تو ریخت سعدی
وین منزلت از خدای می‌خواست
10
خواهی که دگر حیات یابد
یک بار بگو که کشتهٔ ماست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آنجاست دل من و هم آنجاست

کان کج کله بلند بالاست

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 175

تا نقش خیال دوست با ماست

ما را همه عمر خود تماشاست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 364

می‌دان که زمانه نقش سوداست

بیرون ز زمانه صورت ماست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 365

دود دل ما نشان سوداست

وان دود که از دلست پیداست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 366

گر جام سپهر، زهر‌پیماست

آن در لب عاشقان چو حلواست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 371

ای از کرم تو کار ما راست

هر جای که خرمی‌ست ما راست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 382

تا نقش خیال دوست با ماست

ما را همه عمر خود تماشاست

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 28

تا نافه زلف مجلس آراست

آهوی حواس، دشت پیماست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2246

شوری ز شرابخانه برخاست

برخاست غریوی از چپ و راست

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 16

از میکده تا چه شور برخاست؟

کاندر همه شهر شور و غوغاست

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 17

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور