غزل شمارهٔ 44

شاعر: سعدی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: است

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 11

صنف: غزل

Toggle stanza 1
بوی گل و بانگ مرغ برخاست
1
بوی گل و بانگ مرغ برخاست
هنگام نشاط و روز صحرا‌ست
2
فراش خزان، ورق بیفشانْد
نقاش صبا، چمن بیاراست
3
ما را سر باغ و بوستان نیست
هر جا که تویی تفرج آنجا‌ست
4
گویند نظر به روی خوبان
نهی‌ست؛ نه این نظر که ما راست
5
در روی تو سِرِّ صُنعِ بی‌چون
چون آب در آبگینه پیدا‌ست
6
چشم چپ خویشتن برآرم
تا چشم نبیندت به جز راست
7
هر آدمیی که مُهر مِهرت
در وی نگرفت؛ سنگ خارا‌ست
8
روزی تر و خشک من بسوزد
آتش که به زیر دیگ سودا‌ست
9
نالیدن بی‌حساب سعدی
گویند خلاف رای دانا‌ست
10
از ورطهٔ ما خبر ندارد
آسوده که بر کنار دریا‌ست

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آنجاست دل من و هم آنجاست

کان کج کله بلند بالاست

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 175

تا نقش خیال دوست با ماست

ما را همه عمر خود تماشاست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 364

می‌دان که زمانه نقش سوداست

بیرون ز زمانه صورت ماست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 365

دود دل ما نشان سوداست

وان دود که از دلست پیداست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 366

گر جام سپهر، زهر‌پیماست

آن در لب عاشقان چو حلواست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 371

ای از کرم تو کار ما راست

هر جای که خرمی‌ست ما راست

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 382

تا نقش خیال دوست با ماست

ما را همه عمر خود تماشاست

سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 28

تا نافه زلف مجلس آراست

آهوی حواس، دشت پیماست

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 2246

شوری ز شرابخانه برخاست

برخاست غریوی از چپ و راست

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 16

از میکده تا چه شور برخاست؟

کاندر همه شهر شور و غوغاست

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 17

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور