غزل شمارهٔ 580

شاعر: سعدی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: سی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

Toggle stanza 1
گر درون‌سوخته‌ای با تو برآرد نفسی
1
گر درون‌سوخته‌ای با تو برآرد نفسی
چه تفاوت کند اندر شکرستان مگسی؟
2
ای که انصافِ دلِ سوختگان می‌ندهی
خود چنین روی نبایست نمودن به کسی
3
روزی اندر قدمت افتم و گر سَر برود
به ز من، در سَر این واقعه رفتند بسی
4
دامن دوست به دنیا نتوان داد از دست
حیف باشد که دهی دامنِ گوهر به خسی
5
تا به امروز مرا در سخن این سوز نبود
که گرفتار نبودم به کمندِ هوسی
6
چون سراییدن بلبل که خوش آید بر شاخ
لیکن آن سوز ندارد که بود در قفسی
7
سعدیا گر ز دل آتش به قلم در نزدی
پس چرا دود به سر می‌رودش هر نفسی؟

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

من ترا دارم و جز لطف توام نیست کسی

در جهانم نبود غیر تو فریاد رسی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1943

در سر افتاده ز عشق توام، ای جان، هوسی

با سگ کوی تو گفتم که برآرم نفسی

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1944

خرم آن کس که برد پی به ره هیچ کسی

تا درین ره ننهی پای به جایی نرسی

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 455

عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی

ای پسر جام مِی‌ام ده که به پیری برسی

حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 455

به شکرخنده اگر می‌ببرد دل ز کسی

می‌دهد در عوضش جان خوشی بوالهوسی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2864

به شکرخنده اگر می‌ببرد جان ز کسی

می‌دهد جان خوشی پرطربی پرهوسی

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2888

نیست پروای بهارم، من و کنج قفسی

که برآرم به فراغت ز ته دل نفسی

صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6817

از کرم در من بیچاره نظر کن نفسی

که ندارم به جز از لطف تو فریادرسی

عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 263

خلوتی خواهم و سودای سر زلف کسی

دم گرمی که چراغی بفروزد ز خسی

نظیری نیشابوریدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 547

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور