باب

رباعیات

نظمیں

رباعی شمارهٔ 751صد بار ز سر برفت عقلم و آمد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 752صد سال بقای آن بت مهوش باد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 753صد مرحله زانسوی خرد خواهم شد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 754طاوس نه‌ای که بر جمالت نگرند

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 755عارف چو گل و جز گل خندان نبود

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 756هر دل که درو مهر تو پنهان نبود

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 757عاشق تو یقین دان که مسلمان نبود

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 758عاشق که بناز و ناز کی فرد بود

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 759عاشق که تواضع ننماید چکند

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 760عشاق به یک دم دو جهان در بازند

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 761عشق آن باشد که خلق را دارد شاد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 762عشق آن خوشتر کز او بلاها خیزد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 763عشق از ازلست و تا ابد خواهد بود

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 764عشق تو بهر صومعه مستی دارد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 765عشق تو خوشی چو قصد خونریز کند

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 766عشق تو سلامت ز جهان می‌ببرد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 767عشقی آمد که عشقها سودا شد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 768عقل و دل من چه عیشها میداند

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 769علم فقها ز شرع و سنت باشد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 770عید آمده کز تو عید عیدانه برد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 771غم را بر او گزیده میباید کرد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 772غم کیست که گرد دل مردان گردد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 773فردا که به محشر اندر آید زن و مرد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 774قاصد پی اینکه بنده خندان نشود

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 775قد الفم ز مشق چون جیم افتاد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 776قومی به خرابات تو اندر بندند

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 777کاری ز درون جان میباید

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 778کامل صفتی راه فنا می‌پیمود

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 779گر با دل و دنده هیچ کارم افتد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 780گر چرخ ترا خدمت پیوست کند

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 781گر خواب ترا خواجه گرفتار کند

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 782گر در طلبی ز چشمه در بر ناید

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 783گر دریا را همه نهنگان گیرند

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 784گر صبر کنم جامعهٔ جان میسوزد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 785گر صبر کنم دل از غمت تنگ آید

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 786اگر عاشق را فنا و مردن باشد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 787گر ما نه همه تنور سوزان باشد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 788گر مرده شود تن بر خود جاش کنند

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 789گر نگریزی ز ما بنازی چه شود

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 790گر هر دو جهان ز خار غم پر باشد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 791کس از خم چوگان تو گوئی نبرد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 792کس واقف آن حضرت شاهانه نشد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 793کشتی چو به دریای روان می‌گذرد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 794گفتم بیتی نگار از من رنجید

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 795گفتم جانی به ترک جان نتوان کرد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 796گفتم که به من رسید دردت بمزید

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 797گفتم که ز خردی دل من نیست پدید

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 798گفتی که بگو زبان چه محرم باشد

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 799کو پای که او باغ و چمن را شاید

2 اشعار

رباعی شمارهٔ 800گوید چونی خوشی و در خنده شود

2 اشعار