رباعی شمارهٔ 795
Toggle stanza 1گفتم جانی به ترک جان نتوان کرد
11
گفتم جانی به ترک جان نتوان کرد
گفتا جانرا چو تن نشان نتوان کرد
22
گفتم که تو بحر کرمی گفت خموش
در است چو سنگ رایگان نتوان کرد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور
گفتم جانی به ترک جان نتوان کرد
گفتا جانرا چو تن نشان نتوان کرد
گفتم که تو بحر کرمی گفت خموش
در است چو سنگ رایگان نتوان کرد
فارسی متن کا ماخذ: گنجور